X
تبلیغات
رایتل

جغرافیا و آمایش Teheran.Iran. geographie et amenagement

آموزش و پژوهش علمی جغرافیا ( شناخت سرزمین ) و آمایش سرزمین ، کپی و استفاده ی غیر مجاز از محتویات این سایت در هرگونه سازمان اداری ممنوع است .

جرافیای آمایش ؟ نه ! آمایش « سرزمین »


آمایش سرزمین ، یک سیاست (1) ، نوعی مدیریت ( برنامه ریزی و سازماندهی )

 

و مهندسی است که نه به تمام جغرافیا ، بلکه تقریبا" فقط به مطالعات سرزمین بسته


 است ؛ که این مبحث نیز تا کنون در ایران به درستی ، و توسط متخصصانِ آن ،


 تدریس نشده است و نمی شود .


سی - چهل سال قبل آمایش سرزمین به دلیل ارتباط اصولی خود ، در انستیتو های جغرافیا ، و البته فقط متکی به مقوله سرزمین که هنوز هم در ایران تقریبا" ناشناخته است ، تدریس می شد .


 امروز جغرافیای عمومی متداول در ایران حتی کمتر از جامعه شناسی شهری و روستائی ، شهرسازی و اقتصاد عملی ( اقتصاد مهندسی ) به آمایش سرزمین ربط می یابد . پس :



لطفا" سرزمین و ساماندهی آن را تدریس بفرمایند 



(1) « سیاست » به مفاهیم علوم مدیریتی است ؛ و چندان ربطی به جغرافیای سیاسی پیشرفته در جهان ندارد چه رسد به باصطلاح جغرافیای سیاسی ایران که اکثر قریب به اتفاق مقالاتش حتی به عنوان یک کار عملی دانشجوی ترم اوٌل دانشگاه های معتبر جهان پذیرفته نمی شود .


تاریخ ارسال: یکشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 08:29 ق.ظ | نویسنده: علیرضاآیت اللهیAlireza Aayatollahi.Tehran.Iran | چاپ مطلب 0 نظر

سرزمین در جغرافیای سیاسی

مفهوم و مضمون سرزمین (6)

سرزمین در جغرافیای سیاسی

در جغرافیای سیاسی ، سرزمین با تمرکز بر روی روابط بین حکومت و تابعان آن در فضای جغرافیائی تعریف می شود . بخشی از تعریف ماری - کریستین ژائیه می تواند در به تصویر کشیدن پذیرش مضمون سرزمین در جغرافیای سیاسی کمک کند : « ...... منظور از سرزمین  یک حدٌ و حدود سیاسی و فضای زندگی یک گروه انسانی است ... که به دنبال تسلط هر چه بیشتر بر این آب و خاک خود به منظور استفاده هرچه بیشتر است . » . این تعریف اصولا" برای درک اصطلاح جغرافیای سیاسی است ؛ امٌا باید یاد آوری کرد که ماری - کریستین ژائیه در مورد این تعریف ، که به قول وی چیزی جز یک عملِ به روز کردن نیست ، بخصوص در مورد این اعتقاد که هر گروه در یک سرزمین قرار گرفته است ، مورد انتقاد قرار دارد .

روبرت دیوید سِک آمریکائی، و کلود رافستن سوئیسی ، اگر چه حوزه مطالعاتشان منحصر به جغرافیای سیاسی نیست ؛ هردو در یک مورد و به صورتی غیر مستقیم در فهم جغرافیای سیاسی مشترک اند و از آن تعریفی نسبتا" مشابه در سالهای 1980 ارائه داده اند .

به نظر روبرت دیوید سک : 


سرزمین ، بخشی معیٌن از فضای جغرافیائی تحت کنترل یک گروه انسانی است . 


وی موضوع سرزمین را به موضوع استراتژیهای کنترل انسانی گره می زند . به این ترتیب یک گروه از افراد انسان  دارای یک کنترل ( غالبا" اقتصادی ) بر یک سرزمین می شود ، و به منظور تسهیل کار خود و توسعه آن ، تشکیلاتی فضائی در آنجا به وجود می آورد ، و دنباله ی قضایا .

کلود رافستن امٌا با این تعریف ربرت دیوید سِک ، درآن مورد که که سرزمین را فقط قلمروی تحت کنترل یک گروه انسانی معرفی می کند ، مخالف است . بنظر وی این تعریف دیوید سک  سرزمین انسانی را مشابه سرزمین حیوانی تنها محل زندگی یک گروه می داند ؛ بدون آنکه حکومت انسان بر آن را بحساب آورد . به این دلیل کلود رافستن در تعریف خود از نظریه ی منطقی میشل فوکو استفاده کرده توضیح می دهد که سرزمین به معنی تغییر شکل داده شده ی یک فضای جغرافیائی توسط انسان و تحت تاثیر فرهنگ و اندیشه اوست . به این ترتیب با ساده کردن تعریف کلود رافستن می توان گفت :


سرزمین، فضائی جغرافیائی است که انسان با عمل بر آن به آن هویت بخشیده است .

   

اقتباس از :

https://fr.wikipedia.org/wiki/Territoire

( ادامه دارد)


تاریخ ارسال: شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 12:33 ب.ظ | نویسنده: علیرضاآیت اللهیAlireza Aayatollahi.Tehran.Iran | چاپ مطلب 0 نظر

سرزمین در جغرافیای طبیعی


سرزمین در جغرافیای طبیعی


در جغرافیای طبیعی منظور از سرزمین ، فضائی هندسی شامل پستی و بلندی ها است ( هندسی به معنی استمرار شکل ها و ربط و روابط آنها با یکدیگر ) . یکی از ابعاد سرزمین همین شکل طبیعی آن است .

به دلیل وجود پدیده های متفاوت جغرافیائی - شکل شناختیِ فعٌال بر روی کره زمین ، جغرافیای طبیعی در یک جنبش همیشگی است .


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 04:25 ب.ظ | نویسنده: علیرضاآیت اللهیAlireza Aayatollahi.Tehran.Iran | چاپ مطلب 1 نظر

مفهوم سرزمین در جغرافیای انسانی

مفهوم و مضمون سرزمین (4)

بخش دوم- 2

مفهوم سرزمین در جغرافیای انسانی

درجغرافیای انسانی، فضائی بودن جغرافیا بیشتر به معنی تطبیق و تلفیق مقیاس هائی متعدد است ..

سر انجام باید به صورتی توآم ، مشخصه ی عینی ، ذهنی و قراردادی سرزمین را در نظر گرفت .

طبیعت عینی سرزمین اینست که : 

سرزمین هم یک محصول فعالیت های انسانی است ، هم یک بستر فعالیت های انسان و هم یک پدیده عینی .

سرزمین ، تمام بخش تحت دخل وتصرف انسان قرار گرفته ی سطح زمین است . 

سرزمین بین دو جنبه ی طبیعت و فرهنگ قرار گرفته است . 

به این ترتیب : 

سرزمین شاکله ای است که فعالیت های انسانی در آن صورت می گیرد .

تمام مطالعات موجود به این نتیجه مشترک می رسند که « سرزمین » هدیه ای طبیعی نیست ؛ بلکه حاصل فعالیت های اجتماعی بشر نیز هست . در زمره بحث های موجود بحثی دیگر در اطراف تشکیل سرزمین است : آیا حاصل عوامل تشکیل دهنده خود است ( نظریه ی تشکیل خود بخودی سرزمین ) ؟ یا ساختار های پیچیده اجتماعی و فضائی آن را شکل داده اند ؟ .

در واقع تعریف هائی که توسط چند و چندین مؤلف ارائه شده اند اجازه نمی دهند که خود را در قلمروی خاصٌ جغرافیائی ، یا به صورتی وسیع تر در قلمرو علوم اجتماعی ، محدود کنیم . به این ترتیب است که تعریف سرزمین از رشته هائی متعدد و متفاوت مدد می جوید . مثلا" گی دی مِئو تعریفی پیشنهاد می کند که ترکیبی از هویت اساسی ، جوانب سیاسی و طرح های اجتماعی باشد . به نظر وی یک سرزمین حاصل خصوصیات ( اقتصادی ، آرمانی ، سیاسی و اجتماعی ) یک فضای جغرافیائی ، ناشی از حضور گروهی انسانی است که خود و تاریخشان در آن سرزمین حضور دارند . امٌا برنار دِ باربیو مضمون سرزمین را مجموعه ای از مواد مادٌی و پدیده هائی معنوی می داند که ضمن  خلق هویت برای سرزمین مزبور ، شرایط فعالیت هرفرد ساکن در آن را فراهم می سازند .


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 04:27 ب.ظ | نویسنده: علیرضاآیت اللهیAlireza Aayatollahi.Tehran.Iran | چاپ مطلب 0 نظر

مفهوم و مضمون سرزمین (3)

مفهوم و مضمون سرزمین (3)

بخش دوم

سرزمین« چیدمانی ازمنابع مادی و معنوی است که می توانند شرایط فعالیت های یک فرد یا یک گروه اجتماعی را سازمان دهند و وی یا گروه اجتماعی مربوط را به هویت اصلی خود آگاه نمایند  . » .

موضوعات این تعریف ،

- تخصیص منابع مادی و معنوی

- شکل دادن

و

- خود اتکائی

از لحاظ منابع مادی است .

این آخرین بخش از تشکیل معنوی بینش جهان و سرزمین ، ارزشی معنوی برای فرد و گروه اجتماعی مربوطه قائل می شود . در زمان حاضر می بینیم که فکر معرفی سرزمین به دنبال عرض اندامی در جنبه مادٌی سرزمین است . کلود رافستن و ئیو بارل روی این قضیه که سرزمین ، واقعیتی دو وجهی دارد تاکید می کنند ؛ بنا بر این عقیده ی مؤکد  به همان اندازه ی عناصر مادی ، عناصر معنوی هم در تشکیل یک سرزمین نقش دارند . بنا به نقطه نظر جغرافیائی و اجتماعی ، ظهور سرزمین بیشتر بخصوص از لحاظی شناختشناسی ، و یاصطلاح علمی و معنوی است . دید فضا ی جغرافیائی در اینجا بسته به تعاریفی است که در مشخص کردن سرزمین داریم . به این ترتیب :

به مفهوم مردمشناختی :

سرزمین به معنی مجموعه ای واحد ، معین و دارای حدود و ثغور مشخص ، تحت کنترل یک گروه اجتماعی است ( مثل قلمروی ملٌی ، محل سکونت یک گروه اجتماعی یا یک قوم ، محلٌه ی خاصٌ گانگسترها ( باندهای بزهکار و جنایتکار )) .


اقتباس از :

https://fr.wikipedia.org/wiki/Territoire


تاریخ ارسال: شنبه 23 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 07:21 ب.ظ | نویسنده: علیرضاآیت اللهیAlireza Aayatollahi.Tehran.Iran | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 98 )
   1      2     3     4     5      ...      20   >>
صفحات